امشب

                      

امشب

خاطره ایی ، به لقای دفترم

شتافت .

بازنجیر اشک

وناله های سکوت

اسیرکاغذهای کاهی شد !

در مراسم تشیع

همه می آیند

غم ، آه ، فغان و حسرت . . . .

دفترم

گورستان خاطره هاست .

پرشده

کاغذهای کاهی من

دفتر دیگری باید خرید .

 

راستی . . .

نگهبان اینجا کیست؟؟

شنیده ام

خاطره ها خریدنی ست !!

شنیده ام

بی نهایت قیمتی ست !!

باکی نیست ، ملالی نیست

سر در گورستانم نوشته ام :

اینجا از جسد خالیست !

 

برسنگ هر قبری

این نوشته دیده می شود :

" خاطره ها باقیست "

" جسدها فانی ست "

دفترم

گورستان خاطره هاست .

 

آپلود عکس , آپلود دائمی عکس

دسته بندی : امشب، گورستان، قبر، کشتن
تاريخ: ۱۳٩۱/٢/٢۸ - ٦:٤٧ ‎ب.ظ | نویسنده: امین مهری | نظرات: ()